خلاصه خاص بودن این نمایشگاه به همین اسم بین المللی هست و این فرهنگ ما که تمام و کمال در همه حال خودشو نشون می ده و تو روی چمن ها به جای سبزی هم آلومینیوم های غذا و نایلون هاشو می بینی.
آنتن دهی هم که اینجا حرف نداره! لااقل نمی کنن واسه یه هفته این قسمت رو قوی تر کنن. واسه یکی از دوستام می زنم "منم همین جام. اما پیدات نمی کنم." ۶ ساعت بعد وقتی که همدیگه رو پیدا کردیم و خداحافظیشم کردیم و کلا از منطقه ی مصلی دور شدیم این اس ام اس به دستش می رسه و اون فکر می کنه من اشتباهی فرستادم و یکی از بچه هارو گم کردم!
چیز دیگه ای هم که هست تعداد زیاد مردم و شلوغی تو غرفه ها و خب... مردهای سوء استفاده گره!
تنها غرفه ای که واقعا فوق العاده بود غرفه ی گاج بود. مجسمه های سر در ورودیش مجسمه های سر در ورودی تخت جمشید بود. نمای ستون های تخت جمشید و... رو درست کرده بود و یه ویترین چوبی عظیم که هر کتاب تو یه قفسش بود و کلی کتاب رنگی. غرفه ی خیلی بزرگی هم بود. (تنها غرفه ای که دوست داشتم همین گاج بود.)
تعداد تیراژهای کتابهای کنکور رو در مقایسه با کتابهای عادی نگاه کنی تفاوت اساسی رو متوجه می شی و به ۲۴۰ ثانیه مطالعه در روز ایمان می آری و واقعا می مونی پس نمایشگاه با این همه آدم که این همه کتاب دستشونه چه کمکی به سطح مطالعه کرده؟
واقعا برای ملتی مثل ملت ما که هیچ جا برای تفریح نداره نمایشگاه کتاب جای خوبی برای میتینگ و از این حرفاست. اصلا بی خیال! یکم ما هم قارچ باشیم... وقتی کسی به بهتر شدن فکر نمی کنه!