این شاهکار من از یه درخت تو زمستون همین امساله! این درخت زیر یه منبع آب بود که هر ثانیه دو چیکه می کرد!

زمستون که باشه، هوا سرد هم که باشه،فقط دنبال گرما می گردی. و وقتی تو یه جای گرم نشستی شاید به یاد کسایی نیفتی که تو همین شهر، همین گوشه کنارها هنوز هم تو این خونه ها زندگی می کنن.

و شاید حتی هنوز هم، پنجره هاشون شیشه نداشته باشه...

این آتیشو خودم یه نفره راه انداختم و با همین ارتفاعی که داشت از روش پریدم! بی خود نیست به ما می گن...! (جرئت داری بگو چی می گن، ها؟!)

سال تحویل شد! هرچند که سلیقه ی یه پسر هیچ وقت به پای سلیقه ی یه دختر نمی رسه اما با این حال این سفره هفت سینی که آریان چیده به نظرم بهترین سفره هفت سینی بود که امسال دیدم!!

خوبه که لااقل با این همه فراموشی فرهنگ و از دست دادن هویت، هنوز هم کسایی هستن که آدمو امیدوار کنن که ایران ۲۵۰۰ سال تمدن و فرهنگ داشته! رستوران سیف برگر، کلاردشت.

شیرینی فروشی کاکا کلاردشت! مبارزه با گرونی کالاها به اینجا هم سر زده! نکته ی انحرافیشو خودتون پیدا کنید!

این شاهکار ترین عکسیه که یه نفر می تونه ساعت ۴ صبح بندازه! مکانش؟! ...! زمانش؟! در حال مطالعه ی کتاب دین و زندگی! شرح؟ یه دختر کنار این نمادهای تخت جمشید. فهمیدید که کدوم منظورمه؟! حالا واقعیتش چیه؟ مقادیری لیف و شامپو و صابون و شوفاژ و لباسهاییه که رو شوفاژه!

رفیق شفیق من! این عکس کدیه! (Cody) تو این عکس دو ماهشه که انقدر شیطونه! 24 خرداد می شه 1 سالش. الان تا کمر منه. البته گانر (Gunner) تو این عکس تو صندوق عقب خوابه. اون ترسناک تره! هرچی باشه نره دیگه! راستی اگه قیافش واستون آشنا اومد همزادش تو اون فیلمه بازی می کرد. اسمش رکس بود و بهش می گفتن رکس برو بگیرش!همزاداش واسه پلیسای خارج کار می کنن! ببینم، حالا کی جرئت داره بیاد نزدیک من؟!

اینم آخرین عکس!این عکس صرفا برای خراب کردن چهره ی دانشجوهای دانشگاه امیرکبیر گذاشته شده!در ضمن! بنده هم منکر هرگونه شباهت های احتمالی به اون آنگولایی سمت راست می شوم!